تبليغاتX
دنیل رادکلیف

دنیل رادکلیف

نمایش عکس و مطالب جدید درباره ی دنیل رادکلیف

مصاحبه با دنیل رادکلیف و کتی لیونگ

دنیل رادکلیف نقش هری پاتر را در فیلم هری پاتر و جام آتش بازی می کند. بی بی سی نیوز با او مصاحبه ای کرد تا در مورد جالب ترین و دشوار ترین کارهایی که او در طی این فیلم باید انجام می داد اطلاعاتی کسب کند.
س: سخت ترین کارهایی که باید در این فیلم انجام می دادی چه بود؟
- از لحاظ جسمی و فیزیکی تمام کارهایی که باید زیر آب انجام می دادم دشوار بود. چون وقتی آخر آن روز به خانه بر می گشتم، واقعا احساس خستگی شدیدی می کردم. انجام این نوع کارها در عین مشکل بودن، مفرح نیز بود. چون در آینده مب توانم به خودم بگویم که من تقریبا یک ماه زیر آب بودم ولی به نظرم از نظر بازیگری دشوارترین قسمت ها آن جایی بود که در انتهای فیلم باید با لرد ولدمورت مبارزه می کردم و جسد سدریک را با خود باز می گرداندم. انجام این سکانس ها واقعا سخت بود. ولی من واقعا از انجام دادن آنها لذت بردم.
س: بازی کردن تکه آخر فیلم از لحاظ احساسی و عاطفی برای تو چگونه بود؟
- می دانم که در اینگونه موارد باید از تجربیات شخصی استفاده کرد. اما به طور واضح تجریبات من حتی به نزدیک به تجربیات هری هم نبود. ولی من تمام سعی و تلاش خودم را به کار بستم تا از ناراحت کننده ترین و غمگین ترین تجربیات شخصی خودم استفاده کنم و آن ها را در جهت بازی در نقش هری به کار بگیرم. امیدوارم که در این کار موفق بوده باشم. در ضمن کار کردن با مایک(کارگردان) هم بسیار عالی بود او در اجرای این نقش کمک های بسیاری به من کرد او دائما مرا به سمت جلو حرکت می داد و و راه و روش درست انجام دادن کارها را به من نشان می داد. در حقیقت او اصرار زیادی داشت که من در اجرای این نقش پیشرفت کنم.
س: تو خودت در فیلم بازی کردی و همان طور که حتما می دانی تمام فیلم راجع به وحشت و تشویش نبود، بلکه بخشی از آن در مورد روابط رمانتیک بود. این بخش از فیلم برای تو چطور بود؟
-این بخش از فیلم به ویژه جشن یول یال برای من خیلی جالب بود به خصوص اینکه ((مایک نیوئل)) کارگردان ما بود، کارگردانی که بدون شک یکی از بزرگترین فیلم های کمدی-رمانتیک را ساخته است. بنابراین بی تردید تجربه گرانبهایی برای من بود . دلیل اینکه من بخش های رمانتیک فیلم را بسیار خوب و به جا می بینم و دید مثبتی به آن ها دارم این است که آنها یک نوع تعادل با سایر بخش های تاریک و ترسناک بر قرار میکنند. مانند قسمتی که با ((چو چانگ)) بدم و ریخته شودن آب پرتقال و یا قسمت های دیگر مانند این.
س: کار کردن با ((کتی)) چطور بود؟ البته با در نظر گرفتن آن همه سکانس های خاص؟(!)
- سکانس های خوبی بود و البته می شود گفت کمی هم خنده دار. به نظر من او (کتی لیونگ) واقعا زیباست و لازم نبود من وانمود کنم . دقیقا مانند ابن بود که ن به خاطر زیباییش عاشقش شده بودم(!) بعضی مواقع بعد از بعضی از سکانس های خاص لحظاتی وجود داشتند که مقداری عجیب بودند............ در این لحظات ما نمی دانستیم که چه باید بگوییم و از چه حرف بزنیم ولی در کل تجربه جالب و خوبی بود.
س: کار کردن با روپرت و اما چطور بود؟ شما در حال حاضر همدیگر را نزدیک به پنج سال است که می شناسید؟
- برای من کار کردن با این دو نفر واقعا عالی است ، ما یکدیگر را در عرض این چند وقت به خوبی شناخته ایم و با اخلاق یکدیگر آشنایی کامل داریم و وقتی که روی صحنه می رویم مثل این می ماند که هیچ فاصله ی زمانی بین سکانس ها نبوده است. کار کردن با آن ها بسیار لذت بخش است ، مخصوصا در این فیلم آخر کار کردن با ((روپرت)) بسیار جالب بود. من و ((روپرت)) توانستیم صحنه جدایی که بین رون و هری به وجود می آید را به خوبی نمایش دهیم.
س: حالا می رویم سراغ ((دن)) یعنی خود تو ، نه شخصیتی که در فیلم بازی می کنی. مخلوط شدن زندگی کاری تو با زندگی معمولیت چه تاثیری بر روی تو گذاشته است آیا داشتن یک زندگی نرمال و بدور از هیاهو برای کسی مثل تو آسان است؟
- اگر راستش را بخواهید من تا آنجایی که می توانم سعی می کنم چیز هایی که در مورد من نوشته می شوند نخوانم چون فکر می کنم لحظه ای که من این داستان را بخوانم لحظه ای خواهد بود که که من دچار سردرگمی می شوم. سلامت عقلی من برایم از اهمیت زیادی بر خوردار است و این دلیلی است که من این مقالات و داستان ها را نمی خوانم اما سابقه ی کاری من آنقدر هم که شما فکر می کنید در زندگی معمولی ام تاثیر نگذاشته است . من از این واقیت خبر دارم که تمام جوانان هم شن و سال من کارهایی را که من انجام می دهم انجام نمی دهند ولی با مرور زمان این کارها برای من به صورت چیزهای روزمره و عادی در آمده است . تنها تاثیری که حرفه ی من روی زندگی خصوصیم گذاشته است این است که وقتی مردم مرا در خیابان می بینند می شناسند و از من تقاضای امضا یا گرفتن عکس یادگاری می کنند.
س: آیا مهمانی های بزرگ می دهی؟!
- تا به حال که چنین مهمانی هایی را برگزار نکردم ، چون فکر نکنم بتوانم این مهمانی ها را خوب برکزار کنم( خوب معلومه-مری تات) شاید بعد ها چنین کاری کردم.
س: این فیلم چهارمین فیلم هری پاتر است؟ آیا فکر می کنی که در تمام هفت فیلم حضور خواهی داشت؟
- من مطمئنا در فیلم پنجم بازی می کنم که فیلمبرداری آن از فوریه شروع خواهد شد...... بعد از آن زمان زیادی وجود خواهد داشت که من تصمیم گیری کنم ولی وقتی که داشتم کتاب ششم (هری پاتر و شاهزاده ی دورگه) را را می خواندم با خود فکر می کردم که کارهای زیادی در این کتاب وجود دارند که من علاقمند به انجام آن ها هستم........ سعی کردم این کتاب را با بی طرفی بخوانم اما هنوز تصمیم نهایی و قاطع خود را برای بازی در فیلم نگرفته ام ولی می دانم که یک سری از قسمت ها وجود دارد که علاقمند به انجام آن ها هستم مانند قسمت ((غار)) که مطمئنا قسمت جالبی برای بازی کردن خواهد بود.....
س: آیا کتاب ششم زودتر از موعد مقرر به دست تو رسید؟
-مسلما نه! من می خواهم همراه با بقیه ی دنیا، ادامه ی داستان را دنبال کنم ولی متاسفانه یک نفر آخر داستان را برای من گفت.....( فکر کنم منظورش آخر کتاب شش، یعنی مرگ دامبلدوره-مری تات) البته این را هم بگویم که وقتی این کتاب عرضه شد من در استرالیا بودم.
س: آیا تو حاضر هستی که نیمه شب به کتاب فروشی بروی و ساعاتی را در صف بگذرانی و یک نسخه ی تازه به بازار آمده را بخری؟
-نه این کار قطعا غیر عقلانی است ..ما کتاب را زودتر سفارش می دهیم تا اینکه در روز عرضه آنها به بازار ، کتاب را به در خانه ی ما بیاورند.
س: آیا این فیلم از لحاظ کیفیت در درجه ی بالاتری نسبت به فیلم های قبلی قرار داشت؟
- بله قطعا همین طور است. ولی در هنگام انجام کار این واقعیت احساس نمی شود زیرا در یک روز باید یک سکانس مهم انجام بدهیم و سپس چند سکانس کوتاه تر تا وقتی که به سکانس بعدی می رسیم می بینیم که تقریبا همه چیز راجع به سکانس مهم قبلی را از یاد برده ایم ...... بزرگی و شکوه این فیلم زمانی مشخص می شود که محصول کامل شده را تماشا کنید.
س: آیا جی.کی.رولینگ این بار به محل فیلمبرداری آمد؟
-نه او این کار را نکرد. به نظر من او فیلم را کاملا جدا از کتاب می داند(باید هم بداند!!!-مری تات) این خارق العاده است که او به ما اعتماد دارد که کتابهایش را در قالب فیلم در آوریم البته من فکر می کنم که همیشه قبل از شروع فیلمبرداری یک نسخه از فیلمنامه به او ارسال می شود و همچنین مایک نیوئل(کارگردان)، دیوید هیومن( تهیه کننده، کارگردان فعلی فیلم 6)و استیو کلاوز (نویسنده ی فیلمنامه) دائما با او قرار ملاقات هی مهم می گذاشتند.( که آخرش هم فیلم این از آب در اومد!!-مری تات)
س: می دانیم که تو به موسیقی علاقه داری، آیا تو تاثیری در ساخت آهنگ های این فیلم داشتی؟
- دیوید هیومن به من گفت که نام یکی از گروه های موسیقی که واقعا به آن علاقمند بودم را بگویم... من گفتم : فرانز فردیناند.... ولی او با کوکر ساریز قرارداد بست . فرانز فریناند گروه بسیار عالی و خوبی است ولی کوکر سارویز چیز دیگری است و دیدن او افتخار بزرگی برای من بود (زیارت قبول!!!!-مری تات) و همچنین 2 تا از افراد گروه رادیو هد نیز به ساخت موسیقی مشغول بودند ، که دیدن آن ها نیز برای من افتخار بزرگی محسوب می شود.

مصاحبه با کتی لیونگ:
کتی لیونگ نقش چو چانگ را در فیلم هری پاتر و جام آتش بازی می کند. بی بی سی نیوز با او مصاحبه ای انجام داده تا در مورد احساس او درباره ی این فیلم و دنیل رادکلیف (!) صحبت کند.
س: به ما بگو که چطور این نقش به تو داده شد؟
- پدرم آگهی در مورد بازی کردن نقش یک دختر در فیلم هری پاتر را دید. این شخصیت باید 16 سال می داشت و همچنین می بایست از چهراه ای شرقی برخوردار می بود و همچنین در انگلیس زندگی می کرد( چیزه دیگه ای؟!!!-مری تات) و من تمام این مشخصات را داشتم. من به لندن رفتم و پس از ساعت ها انتظار آن ها یک عکس از من گرفتند و به من گفتند اگر در این نقش پذیرفته شدم با من تماس می گیرند... آن ها یک سری مصاحبه با من انجام دادند و همچنین یک نمایش روی صحنه هم از من مشاهده کردند!!
س: تا به آن موقع کار بازیگری انجام نداده بودی؟
- هیچ گاه بازیگری به ذهن من خطور نکرده بود چون فکر می کردم که اگر انسان بخواهد یک بازیگر سینما باشد باید از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشد و بتواند در مقابل مردم کثیری به اجرای نمایش بپردازد و من همیشه در مدرسه بسیار خجالتی بودم.
س: وقتی که مطلع شدی اجرای این نقش بر عهده ی توست چه احساسی داشتی؟
- وقتی که مادرم با من تماس گرفت تا این خبر را به م بدهد من در حال خواب و بیداری بودم و پس از این که کاملا از خواب بیدار شدم و هوشیاری خود را به دست آوردم(!) باید دوباره با مادرم تماس می گرفتم تا مطمئن شوم این یک رویا نبوده است.
س: آیا زندگی تو بعد از گرفتن این نقش تغییر کرد؟
- به غیر از اینکه با افراد زیادی آشنا شدم و دوستان زیادی پیدا کردم زندگیم تغییر خاصی نکرد . در حال حاضر هم تصمیم دارم که به دانشگاه بروم و سابقه ی کاری خود را نیز ادامه بدهم.
س: آبا تو قبل از گرفتن این نقش از طرفداران کتاب ها و فیلم های هری پاتر بودی؟
- من یکی از طرفداران پر و پا قرص فیلم ها بودم 3 کتاب اول رو هم خونده بودم..... اما کتاب های چهارم و پنجم رو بعد از گرفتن این نقش خوندم چون چوچانگ غالبا در کتاب های 4 و 5 حضور داشت و من قبل از اینکه این کتاب ها رو بخونم شناخت خاصی از او نداشتم.
س: کار کردن با دنیل رادکلیف چطور بود؟
- بسیار خوب بود و او انسانس بسیار خاکی است و من چنین انتظاری نداشتم. چون او شخصیتی شناخته شده در همه جای دنیاست. اما دقیقا مانند آدم های عادی رفتار می کنه و بسیار خونگرم است. ( لابد انتظار داشته مثل آدم فضایی ها رفتار کنه!!!-مری تات)
س: آیا اولین بار که می خواستی با او ملاقات کنی اضطراب داشتی؟
-وقتی برای اولین بار ((دن)) را ملاقات کردم باید با هم به تمرین بازیگری می پرداختیم و اینکه من در مقابل او بازی می کردم باعث اضطراب زیاد شده بود ، با خونگرم بودن خود کار رو برای من آسان کرد.
س: فکر می کنی چو و هری زوج خوبی باشند؟
- راستش نه! چون هری در زندگی خود مشکلات زیادی دارد که باید با آن ها دست و پنجه نرم کند و چو هم با یک نفر رابطه دارد.
س: آیا خودت فیلم هری پاتر و جام آتش را دیده ای؟
- نه من فقط آگهی تبلیغاتی این فیلم رو دیدم. اینکه اونها همه ی تیکه های مختلف فیلم رو در کنار هم قراغر می دن تا آگهی بسازند بسیار جالب است(!!!!) زیرا این کار رو با مهارت خاصی انجام می دن.
س: تا به حال کسی تو رو در مورد بازی کردن در فیلم نصیحت کرده؟
- به من گفته شده که طی انجام کارها آرامش خود رو حفظ کنم و سعی کنم تا حد ممکن از کاری که می کنم لذت ببرم.( حالا انگار لذت نداره!!!-مری تات)
س: بهترین اثری که این فیلم بر روی زندگی تو گذاشت چه بود؟
- این بود که بتونم با انسان های بسیار جالب(!) و خوبی رابطه بر قرار کنم و از اونها چیز های بسیاری یاد بگیرم.
س: بدترین چیز راجع به انجام این کار چی بود؟
- ساعت های طولانی باید یک سکانس رو دوباره و دوباره انجام می دادیم تا آن سکانس به کیفیت دلخواه برسد. اما این همه انتظار و زحمت می ارزید و باز یمن بعد از هر سکانس بهتر می شد.
س: راجع به کارهای جدیدی که باید برای ایفای نقش یاد می گرفتی برای ما بگو؟
- در بسیاری از سکانس ها ما باید غواصی می کردیم و من برای اینکه غواصی رو یاد بگیرم باید در کلاس های آموزشی شرکت می کردم. اما در کل تجربه ی جالبی بود و در حرکات غواصی تناسب زیادی وجود دارد و ما باید با استفاده از باد و موج به نقطه ای خاص شنا می کردیم. ( والا ما که این سکانس ها رو ندیدیم!!-مری تات)
س: از ملاقات با کدوم ستاره ی سینمایی هیجان زده شده بودی؟
از ملاقات با همه ی آن ها، نمی تونم شخص خاصی رو نام ببرم . چون در سکانس های زیادی همراه اونها نبودم.  
                                                                                                       منبع

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 18:34  توسط diana  | 

هاگوارتز

می دونم که این روزا همه در گیر امتحان های هاگوارتز هستین و امیدوارم که واحداتون رو با نمره ی خوب پاس کنین به خصوص دفاع در برابر جادوی سیاه رو که درس مهمی است البته میدونم که بدون دامبلدور دیگه هاگوارتز هیچوقت مثل قبل نمی شه.

از دوستای خوبم مانا و رزا و اتوسا هم به خاطر نظراتشون ممنونم.

اینم چند عکس:

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 10:24  توسط diana  | 

روپرت گرینت

همه ما نام روپرت گرينت را تا قبل از فيلم هري پاتر و سنگ جادو نشنيده بوديم. پنج سال و چهار فيلم و حالا مي توانيم تصاويري را از اين بازيگر جوان در نقشي ديگر ببينيم.
سرانجام طرفداران روپرت اين شانس نصيبشان شد كه وي را بار ديگر ببينند ولي اين بار در فيلمي به نام آموزش رانندگي. كارگردان اين فيلم جرمي براك هست كه اولين كارگرداني خود را تجربه مي كند و نويسنده آن نيز خانم براون مي باشد. اين فيلم يكشنبه 30 آوريل در جشنواره تريبكا اكران خواهد شد (شده است.) روپرت در فاصله زماني بين تصوير برداري جام آتش و محفل ققنوس، نقش آفريني در اين فيلم را برعهده داشت.
در اين فيلم وي نقش پسري نوجوان به نام بن را ايفا نموده است كه با مادر خود كه فردي مذهبي و متعصب هست زندگي مي كند. نقش مادر بن در اين فيلم را لورا ليني ايفا مي كند از زماني كه او بازي دراين نقش را پذيرفت دوستي عجيبي بين وي و جولي والترز(مادر رون در فيلم هاي هري پاتر) ايجاد شده است.
سايت كامينگ سون هفته گذشته مصاحبه اي را با اين بازيگر جوان (روپرت گرينت) براي پي بردن از داستان اين فيلم و همچنين روند فيلم پنجم هري پاتر ترتيب داد:
ComingSoon.net: "Driving Lessons" براي اولين بار در فستيوال فيلم تريبكا به نمايش درخواهد آمد و فعلا در بريتانيا اكران نخواهد شد، آيا طي جشنواره اي خاص قرار است كه در بريتانيا نمايش داده شود؟
Rupert Grint: بله فكر كنم اين كار در دوبيلن ايرلند انجام شود.
CS: آيا تا حالا فرصت داشته اي كه اين فيلم را با تماشاگران ببيني؟
Grint: هنوز نه، فقط با خانواده ام تماشا كردم.
CS: چطور فرصت كردي كه در اين فيلم بازي كني؟
Grint: بين فيلم چهارم و پنجم هري پاتر فرصت كافي بود. و علاه بر اين در مدت زمان فيلمبرداري اين فيلم فقط شش هفته دور از لندن بودم پس به راحتي مي توانستم در اين فيلم حضور داشته باشم.
CS: من فكر مي كنم كه جرمي فيلم هاي فوق العاده ي زيادي نوشته است، اما آيا موردي از اين فيلم باعث نشد كه تو تصميم بگيري كه ديگر در هيچ فيلمي غير از فيلم هاي هري پاتر بازي نكني؟(يعني يه جورايي تو ذوقت خورده باشه)
Grint: من درچهار فيلم ساخته شده هري پاتر حضور داشتم، و بعد از آن اين فيلمنامه بدستم رسيد و پسنديدمش و فكر كردم كه ايفاي نقش در آن چيز خوبي از كار در خواهد آمد. بعد از آن با جرمي و همه دست اندر كاران اين فيلم ملاقات داشتم و از برخورد خوبشان راضي بودم، اينطور بود كه تصميم گرفتم در اين فيلم بازي كنم. اين فيلم تفاوت بسياري با هري پاتر داشت، ظاهر و باطن چيزي بود كه وجود داشت چون نه افكت هاي ويژه اي داشت و نه بودجه اي به كلاني آن فيلم ها. چيزي كه در اين فيلم زياد بود رانندگي بود كه آن هم درخواست خودم بود كه صحنه هاي رانندگي زيادي در آن باشد. و حالا مي تونم بگم كه رانندگي را بطور كامل ياد گرفته ام(در زندگي واقعي ام). كار در اين فيلم بسيار خوب بود چون مابين دو فيلم هري پاتر قرار داشت و اين فاصله مقطعي بسيار مطلوب و دلنشين بود.
CS: دليل جرمي ازانتخاب تو براي اين نقش چه بود؟
Grint: (با خنده) واقعا نمي دونم.
CS: آيا جولي والترز و لورا ليني قبل از آنكه تو به فيلم بپيوندي تصميمي براي حضور در اين فيلم داشتند؟
Grint: من شايعاتي را از اينكه جولي والترز مايل به حضور در اين فيلم بودند را شنيدم، چون او، خانم ويزلي (مامانم) در فيلم هاي هري پاتر بود، به خاطر همين فكر مي كردم همبازي شدن دوباره با او مي تواند خيلي جالب و خوب باشد.
CS: ما قبلا تو را درحالي در فيلم ها مي ديديم كه كمدي بيشتري را در ايفاي نقش هايت به كار مي بردي، ولي در اين فيم تو پسري بسيار سر به راه و منظمي براي جولي بودي. آيا اين براي تو كه ذاتا آدم شوخي هستي مشكل نبود؟
Grint: دقيقا همينطور بود. اين خصوصيت نقش با چيزي كه من دوست دارم كاملا متفاوت بود. تفاوت آشكاري بين بن و رون وجود داشت.
CS: آيا حقيقت دارد كه تو در اين فيلم به نوعي وابسته به ياري جولي بودي و به نحوي به هم وابسته بوديد؟
Grint: اين موضوع خيلي اعصاب خوردكن هست، چونكه من غير از هري پاتر در فيلم ديگري بازي نكرده ام. و چونكه آن گروه قبلي ما افرادي نزديك به هم بودند، يك جو كاملا دوستانه و خانوادگي بين ما وجود داشت. و جرات مي خواهد كه آدم از چنين فضايي به گروهي ديگر بپيوندد كه كاملا فرق مي كند. من هيچكس رو نمي شناختم و اينكه كسي را در آن بين بشناسم خيلي مي توانست كمك كننده باشد براي من.
CS: واقعا؟ شما در فيلم هاي هري پاتر با كارگردان هاي مختلفي كار كرده ايد، و براي همين فكر مي كنيد كار كردن با افرادي متفاوت خيلي راحت است.
Grint: بله، من اينطور فكر مي كنم، ولي با وجود اينكه همه چيز براي من جديد و زيبا بود در ابتدا اندكي از اين موضوع (كار كردن با گروهي جديد)ترديد و ترس داشتم. آنها يك گروه كوچك ولي بسيار خوب بودند كه من شش هفته واقعا خوبي را با آنها سپري كرديم.
CS: اين كار اولين تجربه كارگرداني جرمي بود. چه مقايسه اي بين كار با او و كار با كارگردان هاي با تجربه داريد؟
Grint: واقعا ميشود گفت يكسان بود. جرمي واقعا شايسته و خوب بود. دليل آن هم فيلم هاي بسيار خوبي است كه نوشته است. او مي داند كه از بازيگر چه بخواهد، به همين دليل بود كه همه چيز را به خوبي توضيح مي داد. او واقعا مثل يه رفيق خوب بود. من از اينكه با چنين فرد با حالي بودم خوشحال بودم.
CS: به خاطر موهاي قرمز، لورا ليني شباهت زيادي به تو داشت كه اين حس رو منتقل مي كرد كه او مادر واقعي توست، اما او در اين فيلم نقش فردي غير بريتانيايي را ايفا مي كرد، او چطور توانست با لهجه بريتانيايي خودش كنار بيايد(به لهجه آمريكايي صحبت كند)؟
Grint: او يك آمريكايي خالص بود، بله، اما لورا واقعا آدم با حالي بود. من با او راه ميامدم. او قدرت فوق العاده اي در تغيير لهجه دارد.
CS: آيا براي بازي كردن درنقش بن تجربه اي از زندگي شخصي خودت داشتي كه بتواند به تو كمك كند؟
Grint: مسلما، هرچند كه استفاده از اين تجربيات در شخصيت رون بيشتر از بن بود. ولي فكر مي كنم هر نوجواني مي تواند وجهي از شخصيت خود را در بن ببيند، چونكه اين داستاني از بزرگ شدن بن هست. بله مي توانم موارد متعدد و واقعي را بازگو كنم.
CS: در هردو فيلم يعني هري پاتر و اين فيلم، تو واقعا بازي خوبي را در نقش يك آدم دمدمي مزاج و ناراحت ايفا كردي، آيا اين كاراكتر به شخصيت واقعي تو نزديك است يا چيزي غير از آن مي باشد؟
Grint: خيلي كم، بستگي دارد به موقعيتي كه وجود دارد، رون ناخشنود از حضور در جشن يول بال است و بن هم در مواجه با دختران اين خصيصه را بروز مي دهد. چيزهايي هم كاملا مشابه بين اين دو شخصيت وجود داشت. در كل فكر مي كنم كه اين نوع رفتارها مختص دوران نوجواني است و براي هركسي ممكن است اتفاق بيفتد.
CS: تو چندماه ديگر 18 ساله خواهي شد، بنابراين فكر مي كني كه بتواني از فيلم هاي هري پاتر فاصله بگيري و بيشتر در ژانرهاي همچون Driving Lessons حضور پيدا كني؟
Grint: DrivingLessons موضوع جالبي بود براي اجرا و احتمالا تمايل خواهم داشت كه بيشتر كارهايي از اين دست انجام دهم. اين خوبه كه هرچند وقت يكبار چيز متفاوتي را تجربه كنم. چون در فيلم هاي هري پاتر به خاطر انجام كارهاي جالب و جذاب زياد ، كه اجراي آنها طبعا وقت زيادي از آدم مي گيرد، قطعا دوست دارم كه در آينده بيشتر كار كنم.
CS: فكر مي كني كه هواداران بي شمار هري پاتر براي ديدن تو در اين فيلم، به تماشاي اين فيلم خواهند رفت؟
Grint: بله، فكر كنم همينطور خواهد بود. عقيده دارم كه هري پاتر يك پديده عظيم هست با طرفداراني بي شمار. خيلي جالب خواهد شد.
CS: در فيلم جديد هري پاتر تا كجا پيش رفته ايد؟
Grint: فيلم پنجم؟ ما بيش از نصف آن را پشت سر گذاشته ايم. اما هنوز راه طولاني تا اتمام آن پيش رو داريم ولي همه چيز به خوبي دارد پيش مي رود.
CS: من هنوز كتاب پنجم را نخوانده ام، آيا سرانجام در اين كتاب رون دوست دختري پيدا مي كند؟
Grint: نه، در اين قسمت نه. اتفاقات زيادي در اين قسمت رخ خواهد داد، واقعا كتاب پنج كتاب حجيمي هست. ما در فيلم جديد نيز كارگردان جديد و خوبي داريم. او نيز به همان خوبي و سرزندگي جرمي است.
CS: نظرتو درباره تغيير بزرگي كه در نويسندگي اين كار صورت گرفته چيست؟،‌ چون اين اولين قسمتي است كه توسط استيون كلاوز نوشته نشده است.
Grint: فكر مي كنم اين فيلمنامه به كتاب وفادار بوده و فيلمنامه ی خوبي از آب درآمده است.
CS: كار كردن با كارگردان هاي مختلف در فيلم هاي هري پاتر چيست؟ آيا توانسته ايد از هركدام از آنها چيزهاي تازه اي بياموزيد؟
Grint: مطمئنا همينطور است. ظاهرا هرسال هري پاتر كارگرداني متفاوت خواهد داشت، و هميشه اندك ترس صادقانه اي وجود دارد، چون ما وقتي با كريس كلمبوس آشنا شديم كه دو فيلم نخست ساخته شده بود، هربار ترس كاركردن با كارگرداني جديد وجود دارد ولي ما هر بار واقعا خوش شانس بوديم. همه ی آنها به نحوي و به يك اندازه مفيد و خوب بودند.
CS: ما در فيلم آخر حضور پررنگ تر رون را شاهد بوديم آيا در فيلم‌ آينده نيز اين شخصيت نقش موثرتري خواهد داشت؟
Grint: بله، بيشتر شده در اين قسمت، رون بزگتر شده و اختياراتي كه دارد بيشتر از سال چهارم است.
CS: در مدت زمان فيلمبرداري فيلم ها آيا وقت آزاد زيادي داري يا بطور معمول هر روز 5 تا 9 مقطع فيلمبرداري داريد؟
Grint: بله، نسبتا زياد سر فيلبرداري هستيم. در هري پاتر پنج روز هفته فيلمبرداري فشرده داريم، و در Driving Lessons اين مدت زمان شش روز در هفته و به مدت شش هفته بود كه واقعا فشار زيادي بود. ولي كار جالب و خوبي بود.
CS: آيا در بين فيلم هاي هري پاتر مرتب سركلاس درس حاضر مي شديد؟
Grint: بله اين عادت رو داشتيم. ولي اخيرا من قيد مدرسه را زده ام كه آن هم به خاطر فشار زياد كار و نرسيدن به درس و مدرسه يود. من واقعا آدمي آكادميك نيستم، به همين خاطر تصميم گرفتم كه آن را ترك كنم و تمام تمركز خودم را روي فيلم بگذارم. متشكرم من بيشتر از اين درس نمي خواهم.
CS: پس برنامه اي براي رفتن به دانشگاه نداري؟
Grint: نه، نه واقعا نه.
CS: اكنون كه تو چهارتا و نيمي از فيلم هاي هري پاتر را در پرونده داري تقريبا بيشتر زندگي خود را صرف آن خواهي كرد يا قادر خواهي بود كه وقتي اين كار به پايا برسد.خود را از آنها جدا كني، تا به حال به اين موضوع فكر كرده اي؟
Grint: فيلم هري پاتر بخش عمده اي از زندگي شما را دربرمي گيرد. خصوصا تعطيلات آخر هفته را، اما من زندگي نسبتا معمولي را بعد از پايان فيلمبرداري دارم، بنابراين زياد هم به اين ناراحت كنندگي نيست. بعد از فيلم ها، شما فاصله زماني زيادي را بين آنها داريد. كه مي توانيد در اين مقطع به تعطيلات برويد و استراحت كنيد.
CS: آيا در ماههايي كه فيلمبرداري داريد از خانه هم بيرون مي رويد؟
Grint: من در جايي به نام واتفورد زندگي مي كنم كه فاصله آن تا استوديوي فيلمبرداري نيم ساعت است. بيشتر افراد ديگر از ليدز و دو نفر هم از ايرلند مي آيند. به همين خاطر همه ی آنها در هتل اقامت دارند. از اين نظر من خيلي خوش شانس هستم. ما همه با هم به فروشگاههاي لباس مي رويم. آنها همچنين به زمين هاي بازي كه داراي محوطه استخر و بازي تنيس است، مي روند.
CS: آيا اين فرصت را داريد كه در اوقات فراغتت به موسيقي بپردازيد؟
Grint: موسيقي كار كردن خيلي جالب و سرگرم كننده است. من قطعا دوست دارم و تصميم دارم كه در آينده به اين كار بيشتر بپردازم. من در تلاش هستم كه نوازندگي گيتار را ياد بگيرم. من روي didgeridoo نيز كار مي كنم.
CS: به علت اينكه تو تمام دوران نوجواني خودت را به بازيگري گذارندي و ستاره سينما بودي آيا فكر مي كني كه داشتن يك زندگي معمولي براي تو مشكل است؟
Grint: يقينا همينطور است. من در يك سطح نسبتا معمولي زندگي مي كنم، اين تفاوت ها را مشخصا وقتي متوجه مي شوم كه از خانه ميزنم بيرون، البته اين تفاوت ها نمي تواند چندان مشكلي ايجاد كند.
CS: آيا هنگام خارج شدن از خانه براي اينكه مردم تو را نشناسند تغييرقيافه اي خاصي مي دهي، مانند رنگ كردن موها به رنگ سياه يا عينك زدن؟
Grint: (باخنده) اين كارا خيلي سخت و وقت گير است، چون موهاي من بلند و هركدام هم به سمتي اند، هيچ وقت همچين چيزي مشكلي بوجود نمي آورد، اونا از كنترل من خارجند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 12:33  توسط diana  |